شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که هستی همه سامان وجود عدم استساز قانون بقا را ز فنا زیر و بم است
۲
دوستان بیهوده در عالم امکان هرگزدل آسوده مجویید که بسیار کم است!
۳
ذره‌ای مهر جهان در دل خود راه مدهمطلع صبح طرب از افق شام غم است!
۴
حال مستقبل و ماضیست عیان در عاشقآنچه در لوح دل ماست نه در جام جم است!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth