خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیری که از کمان نگاه تو جسته استچون ناوک فراق دل ما شکسته است
۲
صیاد تیرافکن و آهوست چشم تواین طرفه آهویی که با مردم نشسته است!
۳
کس نیست در جهان که نباشد اسیر تویک دل ز بند حلقه زلفت نرسته است!
۴
تا کردهایم یاد کمان دو ابرویتپیکان غم به سینه ما دستهدسته است
صفحهٔ ۱ از ۳