شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکسر شرار عشقم و آهم زبانه استآیینه‌دار دردم و حیرت بهانه است
۲
خرمن کنید دانه گوهر ز اشک مندر هر طرف که سیل سرشکم روانه است
۳
ای ناخدا تو لنگر کشتی ز صبر کنبحر محیط عشق بیکرانه است!
۴
ما عاشقیم و شهره آفاق گشته‌ایماز ما بسی به عالم امکان فسانه است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth