خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۱۴ - شاهمیرزا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهابآسا نگاهم از سپهر دیده میتازدتماشا در بساط عارضش شطرنج میبازد
۲
الا شاهی که فرزینوَش رقیب کج به او همدممرا او بیگنه از راستی رخمات میسازد
۳
همین بار غمش عمریست همچون فیل بر دوشمبه سوی او بود آیا که اسپ بخت من تازد؟!
۴
مپرس آیین چشم ساحر آن شوخ ظالم راکه تاریک نگاهش عالمی در خاک اندازد
صفحهٔ ۱ از ۲