خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشدبه پیش آتش عشقت دلم مانند خس باشد
۲
ازآن روزی که افتادم به دام چون تو صیادیازآن رو پیرهن در تن مرا همچون قفس باشد
۳
یکی بازآ به سوی من که از بیطاقتی تا کیفغان و ناله و فریادم از دل چون جرس باشد؟!
۴
نگه را رخصت نظاره فرما در شب زلفشکجا عشاق را اندیشه ترس عسس باشد؟!
صفحهٔ ۱ از ۲