شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشدچهره مینا عرق از شرم قل‌قل می‌کشد
۲
از خدنگ ناز چشم شوخ او ایمن مباشنشتر مژگان او خون از رگ گل می‌کشد
۳
عمرها بهر وصال اندر بیابان غمشکاروان شوق من بار توکل می‌کشد
۴
از فریب دانه خال سیاهش کن حذرمرغ دل را دام زلفش بی‌تحمل می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth