شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شدپیکرم سیماب، کارم آه، رنگم کاه شد
۲
حسن او از عشق من بالید سر بالا کشیددستم از شاخ وصالش سر به سر کوتاه شد
۳
یاد آن رخسار گلگون می‌برد حالت ز منهرکجا طرف گلستانم نشیمنگاه شد
۴
از کمال شدت درد و الم‌های فراقمی‌ندانم صبحدم یا چاشت یا بیگاه شد؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth