شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می‌زندبسملش چون ماه نو بر چرخ پهلو می‌زند
۲
دی به گلگشت چمن نخلش خرام آورد بارقمری با یاد قدش امروز کوکو می‌زند
۳
نرگس مست خدنگ‌انداز افسون‌ساز اوتیر آهو از ره وحشت به آهو می‌زند
۴
سرو اگر در باغ بیند سرو آزاد تو رایک قلم انگشت حیرت بر لب جو می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth