شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۳۷ - عبدالحمیدجان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکندقیمت لعل لبت سودای گوهر بشکند
۲
با قد شمشاد سوی باغ گر آری گذرزانفعال قامتت شاخ صنوبر بشکند
۳
در ره عشقت شدم خاک و ولی ترسم از آنکز غبار من تو را نعل تکاور بشکند
۴
الحذر از فتنه یأجوج چشم ساحرتآخر این خیل بلا سد سکندر بشکند!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth