شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۳۸ - باسط‌جان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده عشق تو در هر دل اگر جوش کنداگرش آب حیات است کجا نوش کند؟!
۲
آرزومند وصال تو اگر هوشناک استبه یکی قطره می وصل تو بیهوش کند
۳
سر خود گرچه بر افلاک نو سایدحلقه داغ غلامی تو در گوش کند
۴
طوطی هند شکرخایی لعلت بینداز خجالت سخن خویش فراموش کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth