شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۴۰ - غلام‌جان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غنچه را لعل لبت دلخون کندسرو را نخل قدت واژون کند
۲
لهجه لعل تو از خاک عدممرده صدساله را بیرون کند
۳
آنچه سودای تو با من می‌کندکی غم لیلیش با مجنون کند؟!
۴
مرهم وصل تو دردم را دواستلیک هجرانت غمم افزون کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth