خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شعاع مهر از جیب تو روشن میشوددامن هر ذره از آیینه خرمن میشود
۲
پرده دیگر به مضراب غمش در کار نیستاز بم و زیر جنون این ناله شیون میشود
۳
نیست امکان تا به عرض آرم حدیث وصف اوبس که از حیرت زبانم همچو سوسن میشود
۴
وصل داری آرزو شو بسمل شوق طلبمشکلات درس در او حل از تپیدن میشود
صفحهٔ ۱ از ۲