خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین بایدز شام غم سیه روزم شب تار اینچنین باید!
۲
نمیباشد به غیر یأس دیگر دستگیر منبه نکبتخانه دنیا مددگار اینچنین باید!
۳
نداند کفر زلفش هیچ آیین مسلمانیبه کیش اهرمن البته زنار اینچنین باید!
۴
ز دست ناکسی همسنگ پای مور گردیدمبه میزان محبت وزن و مقدار اینچنین باید!
صفحهٔ ۱ از ۳