خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آیدز چشمش ساغر اندیشه را رنگ خمار آید
۲
ز دور پیچ و تاب آتش دل اشک گلگونمبه یاد پایبوسش همچو طفل نیسوار آید
۳
نمیبخشم به غمهای فراقش روز شادی راکه ناگه یک شبی یاد وصالش در کنار آید
۴
ز جوش سبزه لعلت شد آه بیدلان افزونکه بلبل در چمن هنگام فصل نوبهار آید
صفحهٔ ۱ از ۳