شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبارحلقه‌های دام امید است چشم‌انتظار
۲
می‌رود دل از برم هر دم به یاد جلوه‌اشوز خرامش نیست در دستم عنان اختیار
۳
باختم با آب حیوان من به لعل او گروتا شود روشن خفای این سخن از لعل یار
۴
می‌گدازد همچو روغن شمع رخسارش دلممی‌کشد گر نبض زلفش روغن از دود شرار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth