خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نگاه شفقتآمیزت مرا از جان لذیذهرچه باشد در جهان خوشتر مرا از آن لذیذ
۲
هست در کامم گوارا تلخی زهر غمتگرچه باشد در مذاق هر گدایی نان لذیذ
۳
من گرفتارم کنون با درد بیدرمان توشربتی بیمار را کی باشد از درمان لذیذ؟!
۴
جانب ما مستمندان کن خدا را یک نظرهیچ نبود در جهان نیکوتر از احسان لذیذ!
صفحهٔ ۱ از ۲