خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یارعکس چون نظاره از لغزش نمیگیرد قرار!
۲
جوهر فرد دهانش جزو بیاجزاء بوداز جوار قسمت او مدعی شد شرمسار
۳
با یکی هجران دو روز وصل فال توأم استدر رهش تا دیدهام شد ز انتظاریها دچار
۴
سبزه لعل لبش ز اعجاز یاقوتی دهدنسخ تعلیق برات عاشق از خط غبار
صفحهٔ ۱ از ۲