خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با زخم تغافل ز لب یار دوا پرسز ابروی کجش واقعه قد دو تا پرس
۲
افسانه زلفش که بسی دور و دراز استکوته کنم این قصه تو از باد صبا پرس
۳
با جوهر تیغش مزن از عرض وفا دماحوال شهیدان وی از رنگ حنا پرس!
۴
قانون محبت که بری از بم و زیر استعشاق به هر ساز که دیدی ز نوا پرس
صفحهٔ ۱ از ۳