خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خون دیده من نامه به یار نویسبه جای مهر که آمد تو انتظار نویس
۲
سخن ز زلف درازش اگر کنی کوتهحدیث طره او را به پشت مار نویس
۳
چو من به دفتر حسنش تراست میل رقمرسیدی بر رخ او نوبت بهار نویس
۴
اگر به وصف رخش رفت نوبت تحریرسواد نسخه او از خط غبار نویس!
صفحهٔ ۱ از ۳