خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنای عشق گرت هست خانه ویران باشنوای ساز فراقت بود نیستان باش
۲
اگر ز مائده عمر لذتی خواهیدو روز بر سر این خوان غم تو مهمان باش
۳
ز کارگاه جهان کار اگر همیجوییبه غیر عشق ز کار جهان پشیمان باش
۴
نه ز اعتبار تهیست گریه شبنمگهر شدن نتوانی اگر تو نیسان باش
صفحهٔ ۱ از ۳