خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند روزی بر بنای طاق غم معمار باشیا در امید شو یا صورت دیوار باش!
۲
یا سموم هجر شو یا نکهت بزم وصالیا خزان بیمحل یا رونق گلزار باش!
۳
تا توانی سعی کن از این چمن بیرون مروگل شد نهایت اگر ممکن نباشد خار باش!
۴
نیست در کیش محبت امتیاز کفر و دینرشته تسبیح نتوانی شدن زنار باش!
صفحهٔ ۱ از ۳