شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لعل لب تو جان عاشقابروی کژت کمان عاشق!
۲
روز و شب و سال و مه نباشدجز نام تو بر زبان عاشق!
۳
بی‌خنده لعل تو نخنددیکبار ز غم دهان عاشق
۴
در مسلخ عشق سر بریدنباشد مگر امتحان عاشق؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth