شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حافظت از چشم بد بادا خداوند تعالباد یارب نخل قدت در محل اعتدال!
۲
باده پیمای می میخانه شوق توامچند پنهان می‌کنی رخ را ز ما بنما جمال!
۳
یک شبی سوی من سرگشته محزون بیاعمرها شد در فراقم من به امید وصال
۴
با که از جبر و جفایت شمه‌ای سازم بیان؟!جز دل افسرده نبود محرمی در این مقال!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth