شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نرگس مستت چمن آرای تغافلبازار تو گرم است ز سودای تغافل
۲
در سرمه چو بخت سیه ما همه اکنونخوابیده مگر فتنه و غوغای تغافل؟!
۳
غفلت اثر شوق بود غنچه لعلتخون گشت دل ما به تمنای تغافل
۴
جان در طلبت داده به امید نگاهیآخر شدم از چشم تو رسوای تغافل!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth