خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برنمیآید برون از سینه آسان نالهامسرمهسان در عهد چشمش بسته پیمان نالهام
۲
از تو ای شور جنون ساز دگر دارم هوستا شود از پرده خاموشی عریان نالهام
۳
آنقدر در مجمر داغ ادب اخگر شدمدر نظر آید تو را شمع شبستان نالهام؟!
۴
نیست خالی با همه تعجیل از پیغام وصلمیرسد از کوی او برچیده دامان نالهام
صفحهٔ ۱ از ۳