خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طربپیمای عشقم خاکساریهاست معراجمتپیدنها بود طومار نبض سعیالحاجم
۲
چراغم یافت آخر از خموشی سرفرازیهامرصع شد ز سنگ سرمه گویا گوهر تاجم
۳
سفیر بلبل آهم چو نی گر ناله انگیزدنیستان یک قلم آتش شود ز اخگر دهد باجم
۴
به سعی گفتگوی او سرم در پای دار آمدبه فتوای محبت گوییا منصور حلاجم
صفحهٔ ۱ از ۲