شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادمسراپا قید بودم گوییا کردی تو آزادم
۲
به عاشق تلخی هجران لیلی‌طلعتان شیرینازآن در کوه و صحرا همدم مجنون و فرهادم!
۳
گیاه تشنه‌ام سر بر زده در وادی حسرتز نومیدی ثمر آورده نخل کلفت ایجادم
۴
طلسم عنصرم دور است از آب و گل و آتشندارد کشتی تن موج را لنگر به جز بادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth