خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خجالت مایهام وضع پریشانیست بنیادمگلاب خجلت از سنبل کشد تصویر بهزادم
۲
نگاه حیرتم از نقش پای او سبق گیردمگر عکس رخ آیینه بود سرمشق استادم!
۳
معمای سر زلفش به جز از شانه نکشایدازآن در باغ زیر سایه موزون شمشادم
۴
سپند داغ رشکم سوخت از دل سر نزد نالهتو پنداری به سنگ سرمه خوابیدست فریادم
صفحهٔ ۱ از ۲