شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدمقرعه فال طرب من از خط ساغر زدم
۲
مسند غم بارگاه شهریار عشق بودبی‌خود از ترک ادب من حلقه بر این در زدم
۳
جوش طوفان سرشکم داشت امواج دگراز هجوم سیل غم زین بحر دامن بر زدم
۴
از نگینم شهرت شور و جنون پیدا نشدخاتمی از نامی مجنون من بر انگشتر زدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth