خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درمشیوه دلبر گر اینست چون ازین دل بر برم؟!
۲
در مقام وصل بانگ بیمحل دارد رقیبمیکند گوش خرد را صوت این انکر کرم
۳
در ره عشق تو گشتم پادشاه عاشقانمسند غم تختگاهم چهره اصفر فرم
۴
در تمنای غبار نقش پایت خاک بهیابد از ظل همای دولت ار افسر سرم
صفحهٔ ۱ از ۲