شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورمچو مرهم عاقبت گل می‌کند از زخم ناسورم
۲
جز آهنگ محبت نیست در مضراب من دیگرهمین «عشاق » می‌آید به گوش از ساز تنبورم
۳
مرا اندیشه هجر و خیال وصل کی باشد؟!به ذوق کوی او نآید به خاطر جنت حورم
۴
مرا هرچند صحرای جنون چون لاله مسکن شدولی از الفت داغ غم او سخت مسرورم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth