خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسمغیر از شکر نجوشد از کوثر تبسم
۲
چون خاک داد بر باد او آتش قرارمخونم چو آب ریزد از خنجر تبسم
۳
جانم اگرچه نبود شیرین ز شهد وصلشباشد حلاوت دل از شکر تبسم
۴
بیداد رفته با من از لشکر تغافلدعوای عشق دارم با محضر تبسم
صفحهٔ ۱ از ۴