خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازمنوای نغمه «عشاق » دارد پردهسازم
۲
چو نی میخواستم من نالهای سازم ز هجرانشخیال زلف او شد مانع جولان آوازم
۳
نمیترسم من از رسوایی خود لیک ازآن ترسمکه افشا گردد از عشقش چو مجنون بر ملا رازم
۴
بم و زیر خموشی کی کند مضراب من دیگر؟!به غیر از ساز قانون تو آهنگی نمیسازم!
صفحهٔ ۱ از ۳