خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو می از آتش شوق وصال یار در جوشمبه صد مضراب میتازد فغانم لیک خاموشم
۲
اگر چندی که چون سروم درین گلشن به آزادیغلام همتم جز حلقه او نیست در گوشم
۳
نصیب از قسمت جام ازل با منمسئلهای دارم ولیکن پنبهدرگوشم
۴
خویش تا دادم عنان صبر و طاقت رایاد پایبوسش رفته از من پیشتر هوشم!
صفحهٔ ۱ از ۳