خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جاممزند بر هم دم صبح نشاطم ظلمت شامم!
۲
به دیوان خیالم نیست غیر از ابجد عشقشز نقش این نگین باشد بلندآوازه نامم
۳
گل طبعم شکفته از نسیم نکتهسنجیهاسراپا دم زند از پخته مغزی میوه خامم
۴
تپیدم ناله کردم سوختم با خویش پیچیدمبه موج بیقراری ناخدا گردید آرامم
صفحهٔ ۱ از ۲