شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدنجعد مشکینت بود در گردن جانم رسن!
۲
تا خم ابروی پیوست تو شد محراب مافرض آمد سجده با پیر و جوان و مرد و زن
۳
این همه بیداد یا رب از کجا آموختیحبذا نارفته از لعل لبت بوی لبن؟!
۴
از حریم درگه خود دور کن اغیار رازاغ را لایق نباشد آشیان اندر چمن!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth