خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدر
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارضت خورشید اوج دلبریصورتت رشک بتان آزری
۲
برهمن بیند اگر زلف تو راکافرم گر نگذرد از کافری!
۳
در شب زلفت دلم ره گم کندصبح رخسارت نماید رهبری
۴
افتد آشوبی به صحرای ختنگر دهی بر باد زلف عنبری
صفحهٔ ۱ از ۳