شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با لب لعل تو طوطی نکند هم‌سخنیبگذرد پیش تو از دعوی شکرشکنی
۲
سنبل زلف تو را باد پریشان سازدبشکند عنبرسارایی و مشک ختنی!
۳
گرچه ابروی تو شد قبله اسلام ولیبت بتخانه چین و صنم اهرمنی!
۴
سرخی بیره تنبول لبت را دیدهخون حسرت خورد از رشک عقیق یمنی!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth