خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فلک داد از جفایت در چه حالم کردهای؟!راست بودم چون الف مانند دالم کردهای!
۲
آخر ای گردون زدی سنگ ملامت بر سرمزیر پای بیشعوران پایمالم کردهای!
۳
از چه رو ای چرخ چون من اعتبارت دور بادقرعه بیاعتباریها به فالم کردهای!؟
۴
از تو ای ناهید گفتارم نوای تازه داشتوز حسد ای چرخ چون یعقوب لالم کردهای!
صفحهٔ ۱ از ۳