خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۹ - بر غزل گلشنی بخارایی
مخمسات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ایمان آورد کفر سر زلف تو ایمان راتسلسلها به دور ماه رویت اهل دوران را
۲
به قیمت بشکند مرجان گفتار تو مرجان رابه آتش افکند لعل لبت لعل بدخشان را
۳
قد سرو تو بنشاند ز پا سرو گلستان را
۴
به اقلیم ملاحت تا شدی یکتا به یکتاییربودم گوی عشقت را من از تنها به تنهایی
صفحهٔ ۱ از ۴