خلوتی با عطار
حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابد
بیان وادی طلب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دید مجنون را عزیزی دردناککو میان ره گذر میبیخت خاک
۲
گفت ای مجنون چه میجویی چنینگفت لیلی را همیجویم یقین
۳
گفت لیلی را کجا یابی ز خاککی بود در خاک شارع در پاک
۴
گفت من میجویمش هر جا که هستبوک جایی یک دمش آرم به دست
صفحهٔ ۱ از ۱