شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۸۳ - ایضا له

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا که جز به خرابات عشق راهی نیستبه غیر درگه پیر مغان پناهی نیست
۲
ز بهر سجده بتی گر طلب کنم چه عجببه غیر بت چو سرم را حواله گاهی نیست
۳
به قتل من چه کشد غمزه ات صف مژگانز بهر مور کشی حاجت سپاهی نیست
۴
ز اهل حسن خلاص است ملک دل بی توسپه چه کار کند در میان چو شاهی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth