شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۸۴ - ایضا له

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مستکه شدم شیفته مغبچگان روز الست
۲
سر نهم پیش قدح همچو صراحی هر دمدر خرابات مغان تا شده ام باده پرست
۳
رفتم از دست ز تشویر خمار ای ساقیلطف باشد به یکی جرعه گرم گیری دست
۴
آن میان هست در آغوش و کسی گوید نیستوان دهن نیست به گفتار و تو پنداری هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth