شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۰۷ - مخترع

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد بهار دلکش و گل‌های تر شکفتدلها از آن نشاط ز گل بیشتر شکفت
۲
دل از صباحت رخ خوبت گشاده شدمانند غنچه ای که به وقت سحر شکفت
۳
می آید از گل چمن عشق بوی خونگویا که غنچه هاش ز خون جگر شکفت
۴
گر خنده زد ز گریه چشمم عجب مدانچون ابر اشک ریخت گل تازه برشکفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth