شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۰۸ - تتبع شیخ

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیستیا که چشمی کز غم دل تا سحر بیدار نیست
۲
گرچه ناهمواری گردون برون از غایت استدر جفا چون آن مه بی مهر ناهموار نیست
۳
وصل خاصان را بود کنج غم و مرغ دلمتا بود ویران مقام جغد در گلزار نیست
۴
نبود اندر عشق با فرهاد و شیرین نسبتمزانکه با اهل خرد دیوانگان را کار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth