خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبحبا حریفان صبوحی میدهد پیغام صبح
۲
یعنی اول می چو بگرفتند شوخان چمنلاله از یاقوت و نرگس نیز از زر جام صبح
۳
باده گلرنگ را در جام چون خورشید نوششسته شد از چشمه خور خون رخ گلفام صبح
۴
چون بخندد همچو غنچه صبح کاینک دم به دمغنچهآسا زعفران آید برون از کام صبح
صفحهٔ ۱ از ۳