شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۶۲ - تتبع حضرت شیخ

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمم چو بر آن روی چو رشک قمر افتاداز چشم دوید انجم و بر روی در افتاد
۲
از خوی به رخت اختر دری به شفق نیستکز شبنم فردوس به گلبرگ تر افتاد
۳
خون دلم از دیده ز بس کرد غمم فاشهر چند جگر گوشه نمود از نظر افتاد
۴
شامم که ز هجران تو شد روز قیامتچون روز شدم وعده به روز دگر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth