خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۱۶۱ - در طور شیخ
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو زلف کان مه نامهربان به تاب افکندنقاب بر مه و برقع بر آفتاب افکند
۲
به طرف مصحف عارض نمود حلقه زلفنشانه را پر طاوس در کتاب افکند
۳
معاشران همه بیدار کرد بهر صبوحمرا چو دید روان خویشرا بخواب افکند
۴
به دست جام مرادش همیشه پر می بادمرا به دیر مغان آنکه در شراب افکند
صفحهٔ ۱ از ۲