شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت مردی که در کوه چین سنگ شد

بیان وادی معرفت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مردی سنگ شد در کوه چیناشک می‌بارد ز چشمش بر زمین
۲
بر زمین چون اشک ریزد زار زارسنگ گردد اشک آن مرد آشکار
۳
گر از آن سنگی فتد در دست میغتا قیامت زو نبارد جز دریغ
۴
هست علم آن مرد پاک راست گویگر به چین باید شدن او را بجوی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth