شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجه

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیردسفال میکده بر کف به جای جام جم گیرد
۲
چو ساقی از پی ساغر گزک هم لب بلب بخشدمن دیوانه میخواهم که ساغر دم به دم گیرد
۳
شود چون عاشق و می نوشد از من خوارتر بینیکسی کو در حریم زهد خود را محترم گیرد
۴
چو دارم سیم و زر مجموع حق میفروش است آنو گر آن صرف شد باید گرو را خرقه هم گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth